شما لعنتی ها

خب اینجا قراره چیزایی که یهو حس میکنم و پیش خودم میگم "اوه آنه این چقدر لعنتیه" رو بنویسم :) منظورم از لعنتی هم یه جورایی همون خفن و باحال و دوست داشتنیه! تا جایی که یادم باشه تاریخ و زمانی که پیش خودم لعنتی بودن اون مورد رو احساس کردم، مینویسم :) 

باشد که بماند برای آیندگان.. اهم نه، نه! باشد که بماند برای آینده‌مان تا بدانیم چه زمانی چه چیزاهای لعنتی‌ای را داشتیم :| 


1. تاب سواری ^_^ 

2. خوردن چیپس ساده اونم به تنهایی ^_^ [ ۹۶.۵.۲۷ ساعت یک ظهر تو راه برگشت]

3. آهنگ گوش دادن وقتی که داری تو خیابون قدم میزنی ^_^ 

4. فوتبال ^___^ [از بچگیم لعنتی بوده]

5. بارسلونا و بازیکناش ^_^ [ فک کنم از اولای دبستان لعنتی بوده]

6. چت کردن تا صبح [ جدیدا لعنتی شده]

7. وبلاگم :) [از زمان شروع وب]

8. بعضی از وبلاگ ها :) 

9. خواننده های وبم 

10. دبیر هندسه سال دهم :) [جلسه اولی که اومد سرمون]

11. حل کردن سوال هندسه [ همین الان ینی ۹۶.۵.۳۰]

12. صحبت کردن ( ینی به خدا اگه من لال بشم از حرف نزدن دق میکنم میمیرم :| )

13. بستنی ^_^ [ همیشه لعنتی بوده]

14. بچگونه صحبت کردن ثنا ^___^ [ از وقتی که شروع کرد حرف زدن ]

15. مسخره بازی D: 

16. وب گردی :) 

17. تنها بودن تو خونه ^___^ [ همیشه تنها بودم :) ] 

18. چک کردن عکس پروفایل مردم :دی [ لامصب خیلی کیف میده ^_^ هی بشینی عکس همه کانتکتات یا اعضای گروهایی که توش هستی رو چک کنی ^___^ واقعا خیلی لعنتیه ^_^ ]

19. خنده‌هام :) [چیه عاقا؟هان ؟! خنده‌هامو دوست دارم خیلیم خوبن، خیلیم لعنتین، همینه که هست D: ]

20. اسمم ^__^ [ هم اسمی که قرار بود روم باشه و نشد و هم اسمی که الان دارم]

21. شما آدم های دنیای مجازیم ^__^ [ از زمانی که وب زدم]

22. تو اتوبان وقتی ماشین داره تند میره، شیشه رو بدی پایین و چشاتو ببندی و باد بخوره تو صورتت ^___^

23. علی ^_______^ [ از وقتی خبر به دنیا اومدنشو شنیدم :) ]

24. سال تولدم :) 

25. ....

26. میز و اتاقی که پر از برگه و جزوه و کتابه ^___^ 

27. کتونی بنفشام ^___^ 

28. آهنگ All of me از جان لجند ^_____^ عرررررر خیلی خوبه D:

29. فک کن تو مدرسه گوشیت تو دستت باشه و رژه بری و هیشکی نگه چرا گوشی داری D: 

30. تصمیمات یهوییم :) 

31. ...

یوکای نقی‌زادگان از نوادگان سکینه دولغوزآبادی اصل
۲۴ شهریور ۱۲:۳۹
عررررر چقد چیزای لعنتی اینجا پیدا میشه!!!DDDD:
کتونی بنفش؟XD
سال تولدت؟XD هشتادی‌ای؟
ونمبیتئیتمنبترمبتررتنبرصقنتبئضمص!!!
آل آو میِ جان لجند!!!! خرتبخیسردیترم انتظار نداشتم اینجا ببینمش، خیلی لعنتی‌ای!D:::: این لعنتی(آل آو می)خیلی خوبه!!!!>_< مخصوصاً با کاور چانیول(D:)هم شنیدن داره!
اون تیکه که میفرماد: مای هِدز آندر وادر بات آیم بریثینگ فاین :)))
خداااااس T^T....
واایی چک کردن عکس پروفایل مردم!! حتماً باید انجامش بدم، چون 99% هم توی کانتکتام نیستن، بلاکشون میکنم و راحت وقتی بلاک لیستمو باز میکنم، با لیستی از پروفایل های آپدیت شده مواجه میشم:| :)))) یکی از کاراییه که اگه انجامش ندم شب خوابم نمیبره؛ به اصطلاح "لایف استایلم" شده دیگه! :کلی دی!
دبیر هندسه دهم؟ رشته‌ت ریاضی فیزیکه؟^__^
وبلاگتم قبول دارم^^ اصلاً خیلی از وبلاگای بیان لعنتی‌ـَن!!
چت کردن تا صبح...تابستون امسال تجربه‌ش نکردم دیگهD: میشه گفت بخاطر تنهایی و نداشتن کسی که باهاش حرف بزنم^^ ولی،..مهم نیست، تا صبح که چشم رو هم نمیذاشتم، با اینکه تو تخت بودم، فکرم تا صبح مشغول بود. مسخره بازی و تنها بودن تو خونهXD مسخره بازی یجورایی شخصیتمه، انقدر مسخره بازی درآوردم که یجورایی غیرممکن بنظر میرسه(از دید اطرافیانم)جدی شدنم! از دستش شاکیَم ولی خب نمیتونم کنارش بذارم =)))
و از اونجایی که بچه تک بودیم با پدر و مادر شاغل، بخش اعظمی از زندگیمان در خفا و خلوت سپری شد:D خیلیم خوب:| الان وقتی یه روز مامان مرخصیه التماس میکنم یه چیزی بشه بهش زنگ بزنن که بره سرکارT_T شوخی کردم، بودنشون همیشه ارزشمنده، فقط روزایی که مامان خونه‌س، روز گردگیری و تمیزکاریِ دهن-سرویس-کننده‌ست :))) وای میز و کتاب و اینا...:D کتابای سال جدیدو هنوز جلد نکردم که هیچ...!کتابای پارسالمم هنوز تو کمدن:/ و نه بصورت مرتب گونه، بلکه خیلی پخش و پلا-___-
کلاً برو خدا رو شکر کن دختری مثل من نداری:D
پاسخ :
نقی، تو یکی از لعنتی ترین هایییییییییییی ^_____^ عاخه این همه شباهت به من  چطوری تو تو جا شده ؟؟؟؟ هان ؟ واااای خدا ^______^ 
بله کتونی بنفش ^_^ یه عکس از پای هممون گداشته بودم اگه دیده باشی! عکسش اونجا هست :) 
اوهوم هشتادی ام :) خودِ خودِ هشتاد :) 
وااااای میدونی اولین بار کجا شنیدمش؟ توی مسابقه the voice kids یه پسره هم پیانو میزد و هم میخوند! خیییلی خوب بود ^___^ حتی به نطرم قشنگ تر از جان میخوند پسره :/ 
من یه نفر رو هم بلاک نکردم تا حالا :| 
اوهوم ریاضی میخونم ^_^ 
مثلا وب حریر لعنتی ترین وبه ^_^ 
ای بابا خا بچه زودتر روشن میشدی خودم باهات چت میکردم تا خود صبح D: 
 اصن این تیکه اخر که خود خود منم ^_^ البته من تک نیستم ولی با این وجود همیشه تنهام و این عالیه ^_^ 
برا منم تا هفته پیش همینجوری بود :دی دیگه به زور مادرگرام جمع کردم -__- 
کتابامو هم که پدرگرام عقیده داره دیگه از سنم گدشته جلد کردن :/ بنابراین مثه پارسال جلد نمیکنم و فقط یه سری رو میدم سیمی.

+ راستی جیمیلمو دیدی ؟
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۲۸ آبان ۱۶:۳۶
اسکی بریم؟ :)
پاسخ :
آره بابا ^_^ 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نقطه مشترک‌ها که گم بشوند
آدم‌ها هم گم می‌شوند..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان