هنوز نتونستم هضمش کنم

باورتون میشه هنوز هم مردایی هستن که فکر میکنن چون مرد هستن و یا بزرگتر میتونن به دختر کوچکتر از خودشون هرچی دلشون خواست بگن و مسخره کنن و زور بگن؟! من که نمیتونم باور کنم همچین مرد‌ها و پسرهایی وجود دارن! و برای اولین بار روز ۵شنبه با دسته‌ای از این افراد مواجه شدم. اهل فحش دادن نیستم؛ ولی جدا چیزی جز بی‌شعور نمیتونم بهشون نسبت بدم! حتی براش مهم نبود اشک یه دختر رو دراورده! میدونید اشک یه دختر رو دراوردن ینی چی؟ حتی به کتفشم نبود و همچنان ادامه میداد -_- هنوز تو گلوم مونده که چرا تو چشاشون نگاه نکردم و چیزی نگفتم -_- فقط چون مسابقه بود و اینکه ترجیح دادم من مثه اون نباشم؛ حرمت بزرگ بودنشونو نگه داشتم و چیزی نگفتم! البته که این باعث نشد ریز ریز و غیر مستقیم چیزی نگیم! و خب غیر از اینکه رو گلوم موند این حرفا بقیه‌ش خوب بود چون این وسط اونا در نظر همه خراب و بد شدن نه ما! و اگر من هم مثه خودشون رفتار میکردم و جوابشونو میدادم، دیگه فرقی باهاشون نداشتم! 

۱۱
👼😘فرشـ👼ـتـه بـی بـال 😊😍
۱۷ بهمن ۱۷:۴۵
هیچوقت نباید بزاریم ب خودشون چنان اجازه ای بدن باید جوابشونو میدادی نه با اهانت نه بلکه با حرف زدن اروم میتونسی کاری کنی ک خودشون پیش وجدانشون شرمنده بشن

پاسخ :

ببین تو یه وقتی هست که میدونی میتونی با حرفهات رو کسی تاثیر بذاری و اون ادم رو از رفتارش شرمنده کنی واسه همین حرفات رو بهش میزنی! ولی یه وقتی هست که میدونی هرچقدرم با اون آدم حرف بزنی اون دست از رفتارش برنمیداره و تغییر نمیکنه! اینجور وقتا دیگه نباید حرفی بزنی چون بیهوده‌ست! اتفاقا اینجور وقتا با حرف نزدن نشون میدی که اصلا پشیزی برات ارزش نداره!!
👼😘فرشـ👼ـتـه بـی بـال 😊😍
۱۷ بهمن ۱۷:۵۳
اوهوم :(
برای بعضی از مردا واقعا متاسفم

پاسخ :

واقعا متاسفم..
مستر صفری
۱۷ بهمن ۱۷:۵۵
سلام.
ننگ بر غیرتشون، انگار درک ندارن که شما مثل خواهرشون
هستید و انگار هر چی میگن دارن به خواهر خودشون میگن.
این جور پسرهای مغرور که اشک شما رو در اوردن دلشون کتک
محکمی میخواد.
گاهی وقت ها سکوت داروییست عالی جلوی این ها
تا بفهمن از عقل فقط دندونشو دارن.

پاسخ :

با سلام ^_^ 
میدونید چیه؟ به نظرم تقصیر مادر‌هاشون هم هست! یه مادر میتونه تو این قضیه تاثیرگذار باشه! 
اشک منو که در نیاوردن! اشک یکی از دخترایی که اونجا بود رو دراورد -_- البته که کار و رفتاری که با ماها هم کردن میتونست باعث دراومدن اشکمون بشه ولی خب خداروشکر واقعا که اونقدری محکم بودیم که اشکمون درنیاد! 
اوووف عجب جمله‌ای 
ناشناس
۱۷ بهمن ۱۸:۰۰
عه مسابقه چی؟ اشپزی :|

پاسخ :

تو دریاچه نمک زندگی میکنی شوما؟ :| 
مسابقه علمی بود محض اطلاعتون! 
ناشناس
۱۷ بهمن ۱۸:۰۵
عه همون المپیاد که اخر شدی؟؟؟ :|
همه که مث شوما دوزیست نیستند 

پاسخ :

آیا میدانستید که المپیاد یک آزمون است و نه مسابقه؟ :) 
بله درسته! ولی افرادی هستند که حس خودنمک پنداری دارند :)) 
ناشناس
۱۷ بهمن ۱۸:۱۳
ولی به هر حال دوزیست نیستند مث شما:)
ما گذاشتیم به پا بچه بودنت گفتیم شاید اشتباها المپیادو گفتی مسابقه:))

پاسخ :

دیگه هرکسی که به این حد از کمال نمیتونه برسه 😏😊 
درست که من بچه‌م و اینا ولی این دوتا ربطی بهم ندارن :/ ولی میدونی چیه؟ آدم بچه باشه ولی ترسو نه :))) 
Anne Shirley
۱۷ بهمن ۱۸:۲۰
هیچوقت فکر نمیکردم از تعطیلی ناراحت شم واقعا -____- 

پاسخ :

حرص نخور باو میریم خونه خانوم ز. اونجا کارامونو میکنیم D: 
یا فاطمة الزهراء
۱۷ بهمن ۱۸:۳۷
اینا منو لازم داشتن :)) من نگاه های خفه کننده هم دارم :))

پاسخ :

وای وای فاطمه ما هم فقط با نگاه ها و تیکه‌های ریز ریز خفه‌شون میکردیم 😂 
مثلا تو صورت هم زل میزدیم و یه چی میگفتیم ولی مخاطب اصلیمون اونا بودن و یه جور میگفتیم که بشنون 😂 
بعد این یارو هی با بچه‌هاش با چش و ابرو حرف میزد و ابنکار خلاف قانونه! بعد من همچین نگاش میکردم که دیگه ساکت میشد 😂😂 بعد دبیرمون که جمعه باهامون بود میگفت آنه چجوری اقاهه رو نگاه میکردی تو 😂
یا فاطمة الزهراء
۱۷ بهمن ۱۸:۵۲
آنه ی منی دیگه ^__^

پاسخ :

بله بله ^____^ 
ولی حالا به سارا (معاون پژوهشیمون) گفتیم مدرسشونو دعوت کنن واس کارگاه علوم! فقط واس اینکه من چارتا تیکه درست حسابی بهشون بندازم جیگرم خنک شه D: اصن مونده تو گلوم که یه بار مسخره بخندم و بگم چقده شوما بامزه‌ای عاخه :/ :))) مرتیکه هی مسخره میکرد میخندید :/ 
دست نویس
۱۷ بهمن ۲۱:۵۹
اگه شخصیت داشتن به کسی توهین نمی کردن
یاد کریم باقری افتادم، وقتی دید دروازه بان حریف (قطر یا امارات) داشت به بازیکنای تیم ملی توهین می کرد، بشمار سه یه تیپا و سیلی خوابوند زیر گوش دروازبان و بعد مستقیم از زمین رفت بیرون دیگه منتظر کارت قرمز نشد، اون هم تو بازی حساس مقدماتی جام جهانی.
موفق باشید

پاسخ :

دقیقا! ولی با کاراشون خودشون رو بد جلوه دادن فقط! 
چندان موافق کارش نیستم! چون با اینکارش یه جورایی مثه همونا رفتار کرده! درسته با اینکار دلش خنک شده و فلان ولی بعدا دیگه نمیتونه چیزی بگه! اگه منم جواب اونا رو میخواستم مثه خودشون بدم بعدا نمیتونستم بیام بگم که اونا فلان کار رو کردن؛ چون که بهم میگفتن خب خودتم همونکارو کردی که! کسی کار نداره رفتار من بازتاب رفتار اونا بوده فقط به اینکار دارن که منم مثه اونا بودم و دیگه نمیتونم ادعایی کنم! 
Gandom Zareei
۲۱ بهمن ۰۱:۴۱
از این مردا حوالی من زیاد هست 

پاسخ :

خداروشکر خداروشکر و بازهم خداروشکر تا اون لحظه و تا سن ۱۶ سالگی همچین مردایی رو از نزدیک ندیده بودم و اطرافم به هیچ عنوان نبودن! امیدوارم مردای اطراف توهم به اشتباهشون پی ببرن :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان