قَر و قاطی :/

سلام :) 

اممم یادتونه گفتم ۱۲هم یه آزمون جامع داریم؟ بعد اون اول که اصن فک میکردم ازمون خود سمپاده، ولی خا این ماله سمپاد نیست! این یه آزمونه بین کل مدارس که اصولا همیشه سوالای چرتی داره :| ولی خو بازم آدم مجبوره اون عمومیا رو بخونه دیه :/ 

یه اتفاق خوبی که افتاد اینه که تونستیم یه کاری کنیم که فردا ازمون رو ندیم ما ۵ تا D: واقعا واقعا خانوم الف. معاونمون خیلی همکاری کرد و یا سارا (مسئول پژوهش) هم کمکمون کرد. خانوم الف. رفته بود به مدیرمون گفته بود که خانوم پ. میشه اینا آزمون رو ندن؟ بعد مدیرمون هم گفته نه :| بعد برگشته گفته بابا اینا خنگن هیچی حالیشون نیست برا ما بد میشه :| 

در هر صورت و هر جوری که بود قرار شد ندیم D: هشتگ من و این همه خوشبختی محاله، محاله D: ینی نمیدونین چقدر خوشحالم و چقدر سخت بود که بخوام بشینم کلی درس رو از اول بخونم و فردا ازمون بدم -__- اصن فکرشو میکردم میخواستم بمیرم :| ولی خا فعلا باید زنده بمونم واس iypt بخونم ^__^ فردا کلی وقت داریم که کار کنیم براش ^__^ هم موقع آزمون و هم کلاسای عمومی! [عررررررررر گل زدیم D: وی در حال دیدن فوتبال میباشد] 

وای فکر کنید الان مجبور بودم درس میخوندم و فوتبال رو نمیدیدم -_- 

واااای دیدید راستی گلمونو چطوری ندید اون داوره کوووور -____- میخواستم خفه‌ش کنم -___-رسما دو امتیازو ازمون گرفت -___- 

خب برگردیم به بحث شیرین iypt ^_^ امممم درسته ما خیلی داریم خر میزنیم ولی لعنتی تیمای دیگه هم بیشتر خر میزنن، و هم کلی استاد و اینا دارن -___- بعد ما چی ؟ خودمون میخونیم و تهش یه دو سه ساعت دبیر پژوهشمون که از اول باهامون بوده میاد کار میکنه باهامون :/ واقعا واقعا ازتون میخوام که دعا کنید که قبول شیم :)) 

[ هه! بازم یه گل دیگمونو الکی قبول نکردن -__- چرا اینا کورن؟؟ -___- ] 

عاخ راستی قرعه‌مونو دیدین؟ سکوت میکنم واقعا :| چراااااا عاااااااااخههههههه؟؟؟؟؟؟ عربستان بیفته تو اون گروه چرت بعد ما ؟؟ [سرش را به دیوار میکوبد]  ینی اینقدر حرص خوردم از دیشب که نگو -___- 

عاقا ۵شنبه و جمعه کلی اتفاق افتاد! براتون میخوام تعریف کنم ^__^ ولی فعلا همینا بسه! اگه برسم تا شب پستش میکنم :) 

عاخ یه چیزی هم راجب امتحان فیزیکمون باید براتون تعریف کنم ^__^ 

۴
خرگوشک :)
۱۱ آذر ۱۸:۲۳
هوراااا
آنه اومد با یه پست گندهـــ :)))
حتما واست دعا میکنم آزمونو قبول شین :)
فوتبال و ایناهم که دیگه هیچی -_-

پاسخ :

عرررررررررر D: 
بلی بلی اومدم D: فقط دلم میخواد یکم وقت اضافه داشته باشم اتفاقا رو تعریف کنم :( 
مرسی ^__^ 
-_____-
ماهی کوچولو
۱۱ آذر ۱۸:۳۹
عربی دعا کردین رفت تو حساب اونا :/ :)) 

پاسخ :

واااااای ماهی :))))))) اما احتمالش هستا :|
the_ emperor
۱۱ آذر ۱۸:۵۶
قرعه را دیدی؟
دیگر هیچ :)) زنگ تفریح نشیم خوبه

پاسخ :

بلی هم دیدم هم حرص خوردم -___- هم هیشکی نبود باهاش بشینم یه دل سیر حرف بزنم در این مورد :| 
فک کن صبح تو مدرسه هیشکی در این مورد حرفی نمیزد :||| 
اینا میخواستن صعود کنن مثلا :/ فعلا باید بریم دعا کنیم اخر نشیم :|
مسـ ـتور
۱۲ آذر ۱۴:۴۱
إن شاءالله که امتحانتو خوب میدی (:
در مورد داورا هم بگم که کور نیستن، خودشونو میزنن به کوری |:
اون قرعه کشی هم که من میگم تبانی کرده بودن |:

پاسخ :

ایشالا ایشالا D: 
عاخ اره دیه ادم پول بگیره قابلیت کور شدن هم پیدا میکنه [پوزخند] 
اره فک کنم این عربا پولی چیزی داده بودن :| هشتگ بدبینی به زمین و زمان :|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
گاهی آدم می ماند بین بودن و نماندن,
به رفتن که فکر میکنی اتفاقی می افتد که منصرف می شوی, میخواهی بمانی رفتاری می بینی که انگار باید بروی و این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است!

👤 سیمین دانشور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان