تازه بدبختی‌ها شروع شد :|

اقایون داداشام! خانوما خواهرام! D: 

خب لازم به ذکره که بگم یادتونه هفته پیش یه روزی مثه فردا :| فک کنم البته :/ اومدم آه و ناله و فغان کردم و غر زدم که مقالمونو داوری نمیکنن و این حرفا؟ خب خوبه یادتونه:دی اهم اهم پسرم گلم شمایی که اون عقب دستت تو دهنته و داری پفکای روشو میخوری، لطفا اون دستت رو در بیار حالمونو بهم زدی :/// شما خانوم که دستت بالاعه کاری داری ؟ یادت نمیاد؟ خب نیاد :/ به من ربطی نداره والا :| میتونی بری بیرون :| بچه‌هاااااا لطفا بیاین این خانوم رو هدایت کنید بیرون تا یاد بگیره پستای منو با دقت بخونه :| هووووف اعصاب نمیذارین واس آدم که -_- 

داشتم چی میگفتم اصن؟ اها! خب شماهایی که یادتونه باید بگم که درسته اون شب آمدیم اه و ناله و فغان کردیم و غر زدیم و حتی عین این خاک بر سرا های های مثه ابر بهار گریه کردیم و چیشمان خود را به فنا دادیم :| اما سر جای خود ننشسته و به پا خواستیم و انقلاب کردیم :/ نه چیزه ینی یه جا نشستیم و فرداش رفتیم صوبت کردیم یا همون دعوای خودمون:دی تازه اونم از جناحین :دی یه جناح مادرگرام که زنگ زد دعوا و جناح بعدی ما تو مدرسه که از در و دیوار (منظور پله‌ست) بالا و پایین رفتیم تا تونستیم مشکل را حل بُنُماییم و کاری کنیم که حداقل مقاله‌هامون داوری بشن :/ 

خب دیگه اینجوری شد که فرستادیم و از اون موقع استرس قبول شدن یا نشدن بر ما مستولی یا شایدم مصتولی گشت :| 

خب اینو قطعا یادتون نمیاد چون نگفتم :/ این یکی هم توی این مسابقه شرکت کرده بود و کاملا اتفاقی به این موضوع پی بردیم! و این باعث شد استرس پیش از پیش بر ما مستولی یا شایدم مصتولی بشه که اگه اون قبول شه و من نشم چی :/ و این استرس وقتی بیشتر شد که شب اعلام نتایج با پیامی از جانب این یکی مواجه شدم که نشون دهنده‌ی قبولی خودش و تیمش بود :| و در آن هنگام بود که بر سر زنان و خود را به در و دیوار کوفتَنان:| به این و آن زنگ زدیم که ببینیم ایا ما نیز قبول شده‌ایم یا خیر :/ تا ساعت ده و نیم شب که خبری نشد :/ و همچنان استرس بیشتر از قبل بر ما مستولی یا شایدم مصتولی میشد :/ تا اینکه اندرون گروه تلگرامیمان دیدیم که دبیرمان وویسی مبنی بر آنکه بچه‌ها قبول شدین و این حرفا گذاشته است ^_^ و منو میگین تا کلمه قبول شدین را شنیدم گوشی را روی زمین انداخته:/ و جیع زنان بالا و پایین پریدم D: بیچاره پدرگرام فکر کرد سوسکی چیزی دیدم [ریز میخندد] دیگه پس از کمی شادی رفتیم به رفیقمان سپس این یکی و دوستان خبر قبولی خود را دادیم ^_^ 

حال اینجا و قبولی پایان کار نبود و نیست و تازه سرآغاز بدبختی میباشد -_- چون ما بخ بخ‌ها مجبوریم در عرض کمتر از یک ماه چهار جلد هالیدی، فیزیک دبیرستان، ریاضی توماس را خوانده و سپس امتحان کتبی داده و علاوه بر این بر روی مقالات خود تسلط کامل پیدا کرده و این حرفا ://// دیگه ببینید ما چقدر بخ بخیم :||||| 

۱۵
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۲۸ آبان ۱۶:۴۵
حالا شد یه چیزی
بجنگ تا از دست ندی این موقعیتو :)

پاسخ :

جنگ جنگ تا پیروزی اصن D: 
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۲۸ آبان ۱۶:۴۷
همونی که گفتی

پاسخ :

D:
آندرومدا :)
۲۸ آبان ۱۷:۰۴
کوفتنان چیه :// تو قبول شدی تن و بدن فرهنگستان داره میلرزه. لنتی نکن این کارا رو وژدانن

پاسخ :

عاخه بچه یکی مثه حریر یا شباهنگ میگفتن یه چیزی :/ تو که خودت از وقتی وبلاگ زدی یه سره باعث بندری زدن فرهنگستان شدی که دیگه نگو :/ 
همین الان تو همین کامنتت دو تا ایراده :| یک اینکه لنتی چیه :/ درستش لعنتیه :/ دوما وژدانن چیه :/ درستش وجداناً هست :||| والا اصن :/ 
آندرومدا :)
۲۸ آبان ۱۷:۰۸
شت و دیگر هیچ :|

پاسخ :

هار هار و دیگر هیچ D: 
divane !!
۲۸ آبان ۱۷:۴۴
از من به تو نصیحت دخترم تنها چیزایی که تو مدرسه واقعا به درد میخوره همین مقاله ها و مطالعه های اضافی و ایناست بقیه اش صرفا به درد قبولی در دانشگاه میخوره و دیگر هیچ.
ایشالا تو این مرحله هم موفق بشی :))))

پاسخ :

و در آینده نیز دانشگاه نری هیچی نمیشی :| 
ایشالا ^_^
مترسک ‌‌
۲۸ آبان ۱۸:۱۰
الان لازمه بگم من سفارشت رو کردم یا خودت توجیهی؟ D:
#شیرینی_ما_فراموش_نشه :))

پاسخ :

نه عاقا توجیح توجیحم D: دست شوما هم درد نکنه ^_^ کلتونم یخ نکنه D: 
# آه_ در_ بساط_ نداریم :دی 
ینی از دبیر و معاون گرفته تا بچه‌ها و بلاگرا همه ازم شیرینی میخوان :| عاقو به خدا من پول ندارم [دسته تراول را زیر فرش قایم میکند]
مترسک ‌‌
۲۸ آبان ۱۹:۳۳
هر طوری که شده باید به من یه نفر شیرینی بدی، چون آی اَم گادفادر! D:
گادفادر طورانه هواتو داشتم :))

پاسخ :

تو که گادفادری نباید یه دست تو اون جیبت کنی به من کمک کنی به این منتظران شیرینی، شیرینی بدم ؟ D:
مترسک ‌‌
۲۸ آبان ۲۰:۰۲
گستاخی مکن ای فرزند :))

پاسخ :

وااااای خدا پاچیدم :))))))))) D: 
حرف حقو که میزنی میگن گستاخی نکن :| خا راست میگم دیه :/ تو اگه خیلی گاد فادری باید الان تو این شرایط هم هوامو داشته باشی :دی
آسمان شب
۲۸ آبان ۲۰:۱۹
اقا از من میشنوی شبانه روز 24 ساعته، 24 ساعت دیگه هم قرض کن فقطططططططط بخون.یعنی هالیدی و اینا میدونم سخته،تو دانشگاه ترمای اول فکر کنم میخوننش ولی تو فکر کن اصلا بزرگ شدی و مغزتم کشش داره واسش فقط تا میتونی بجوش.شده کلاس خصوصی بگیر مفاهیم پایه رو بهت یاد بدن.با دوستات اصن کلاس خصوصی بگیر ولی بیخیالش نشو نگو تا همین مرحلشم فکر نمیکردیم بشه دیگه تا همینجاشم بسمونه.نه اصلا بس نیست تا اخرش باید برین.
راستی اون امتحان کتبیه تکیه یا گروهی؟و الان گروهتون 5 نفرست یا سه نفره؟

پاسخ :

شما ۲۴ ساعت داری قرض بدی احیانا ؟ :/ 
ببین سخت بودنش به درک تو بگو من وقت از کجام بیارم عاخه [ گریه و ناله] 
خود اون موسسه‌هه که مسئولشه کلاس داره ولی یحتمل اونو نمیریم! با همون دبیرمون اگه بشه کلاس میذاریم ! 
اصن اینجوری که تو داری میگی بخوامم دیگه روم نمیشه بیخیالش شم :دی 
وای کاش گروهی بود :(( انفرادیه لعنتی -__- 
اممم ببین اصلش تا اینجا سه نفر باهم بودیم و دو نفر تکی ولی در واقع به عنوان یه گروه از مدرسه شرکت کردیم و از اینجا به بعدشم یحتمل هر ۵ تامون باهم جلو خواهیم رفت!
مسـ ـتور
۲۸ آبان ۲۰:۲۹
از زیر شیرینی در نری دختر!
همونطوری که تا الان دعا کردیم پس از این نیز میکنیم
دعاهای ما بدرقه ی راهت باد (:

پاسخ :

اممممم حتما ^_^ 
یه گادفادر داریم عین چی هوامونو داره D: شیرینی شوما رو هم میده D: 
مترسک ‌‌
۲۸ آبان ۲۰:۳۳
شوخی شوخی با شکم همایونی ما هم شوخی؟ D:

پاسخ :

شوما فعلا بفرما شیرینی مستور رو بده گاد فادر D: 
مترسک ‌‌
۲۸ آبان ۲۱:۰۷
ببخشید شما؟ D:

پاسخ :

بیا تا دو دیقه پیش که گادفادر بودی بعد الان شما ؟؟؟ باشه گادفادر باشه :/ منم وقتی مقام اوردم عمرا اسمی ازت بیارم :|
آسمان شب
۲۸ آبان ۲۱:۵۶
خب درنهایت واسه مرحله بعد نمره ی تکیتون مهمه یا نمره ی جمع؟
چرا کلاساشو نمیرین؟خب حتما اون موسسه بهتر میدونه سوالای امتحانی چیه رو چه مباحثی تمرکز کنین تا خودتون بخواین تو دریای این درسا دست و پا بزنین.

من این چیزا حالیم نیست وقت بیافر.

پاسخ :

امممم فک کنم گروهیه! این کتابا بخش عمومیشه فک کنم بخش تخصصیش میشه همون مقاله‌هامون! 
برای اینکه ما با مسیول اونجا دعوا داریم :/ هممون نمیخوایم سر به تنش باشه بعد بریم پولم بهش بدیم :| 
دبیرمون دبیر خوبیه! استاد المپیاده میتونه خوب کار کنه! 

میروم فردا بازار ببینم میتونم وقت بخرم یا نه :| 
the_ emperor
۲۸ آبان ۲۲:۰۲
شیرینی پلیز :))
:/ چ خبره این حجم کتاب اخه

پاسخ :

میتونی بری از گادفادر بگیری D: 
این سوال ماهم هست :| 
the_ emperor
۲۸ آبان ۲۲:۵۵
خخ نه من فقط تو رو میشناسم
:/ شبیه المپیاده لابد

پاسخ :

حالا دیه اونم بشناس D:  والا :/ 
نه بابا خیلی فرق میکنن :/ المپیاد به نظرم خیلی بهتره :/ تازه تهشم مدال بیاری میری یه راست دانشگاه :/ ولی اینجا تهش هیچی نمیشه :| 
بعدشم المپیاد فقط سوال و امتحان کتبیه این نه! اینجا ما ارائه هم داریم ! 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نقطه مشترک‌ها که گم بشوند
آدم‌ها هم گم می‌شوند..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان