مخوف D:

برای کارمون باید ازمایش انجام میدادیم و خب ازمایشمون باید تو یه فضای کاملا تاریک و بدون نور انجام میشد! رفتیم دنبال یه جای تاریک تا اینکه رسیدیم به سالن غذا خوری. ته سالن یه پنجره بود که نرده داشت و به جاهای دیگه میرفت. لای نرده‌هاش یکم باز بود پس میشد یه جوری ازشون رد شیم. رد شدیم و رفتیم تو. اول موتور خونه بود اگه اشتباه نکنم؛ از اونجایی که باید کبریت میزدیم و خب خطرناک بود و همچنین اونقدرا هم تاریک نبود از یه در دیگه‌ش رفتیم بیرون و وارد یه راهرو دیگه شدیم که تهش میخورد به اونجایی که چهارما میرندرس میخونن.
توی اون راهرو یه در بود، مهرا دیگه ناامید شه بود و میخواست بره که گفتم اونجا هست (کلیک) اول گفت که درش قفله، گفتم نه من میدونم قبلا هم رفتم و خب در رو باز به زور باز کردیم و رفتیم تو. خود اون فضا نیمه تاریک بود و وسطش هم یه راه پله‌ی آهنی بود که به پایین و یه جای فوق تاریک میرفت. مهرا خواست اول بره و نشست رو پله؛ بعد دید خیلی تاریک وحشتناکه و اصن معلوم نیست که اونجا چیه و هی مِن و مِن کرد و نمیرفت :/ گفتم پاشو بیا اینور بابا خودم میرم :/ اونم مثلا فکر کرد چاخان میگم و زود بلند شد وگفت بیا برو. منم خیلی شیک و بدون حتی یه ذره ترس رفتم پایین ^_^ نمیدونم چرا واقعا نمیترسیدم :/ چون واقعا جای ترسناکی بود خا :| دیگه رفتم پایبن و مهرا همون رو پله و پریناز که خیلی ترسیده بود ،حتی از نرده‌های پنجره هم به زور آورده بودیمش، همون بالای پله‌ها وایساد! اون پایین باز یه راهروی باریک و خیلی تاریک تر بود و رفتم جلو که ببینم چیه و اگه بهتره بریم اونجا. موتور خونه بود و بوی گاز میومد، واسه همین زود اومدم این طرف. همونجا نزدیک پله‌ها هم بوی گاز یکم میومد و نمیدونستیم اون مخزن کنارمون توش چیه و اگه کبریت بزنیم چه اتفاقی میفته! با ریسک اینکه ممکنه کبریت رو که بزنیم بره همه‌چی رو هوا و خب قطعا من خواهم مرد :/ کبریت رو زدم و خدا رو شکر هیچی نشد و ازمایش انجام شد ^_^
نمیدونم یهویی چیشد که اون دو تا در رفتن :| خیلی ترسو بودن خدایی :/ ترجیح میدادم یکی بیاد باهام بریم اون ته راهروعه ببینم چیه D:
دیگه رفتیم بیرون و خب کلی خندیدیم تو این مدت و کلی کیف داده بود D:
۱
مسـ ـتور
۱۷ آبان ۱۴:۳۹
واقعا تو مدارس فرزانگان از اینجاها پیدا میشه...
ما هم از این جاهای مخوف اما زیبا داشتیم (:

پاسخ :

اما اینجا زیبا نبود :| 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نقطه مشترک‌ها که گم بشوند
آدم‌ها هم گم می‌شوند..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان