عای عم جنازه :|

ساعت 6 و نیم بود که تازه از مدرسه رسیدم خونه. ینی باطنا اونقدر خسته‌م اونقدر خسته‌م که خدا میدونه :( 

درد کشیدن بخیه‌ها از یه ور، امتحانا از یه ور، تا ساعت 6 مدرسه بودن و کار کردن از یه ور، سه تا سوال و مقاله‌هایی که باید بدیم براش از یه ور، کلی کار ریخته از یه ور، و ... از یه ور دیگه! همه و همه باعث شده الان عینهو جنازه باشم رسما :| 

تازشم خوابم میاد :/ حوصله مهمونی رو هم ندارم واقعا -__- فقط دنبال بهونه‌ام که راضیشون کنم نرم :/ 

وای وای وای از امتحان ریاضی امروز هم نگم -__- ایییییییینقدر سخت بود که نگو -_____- ینی از ۱۵ نمره ۵ بشم خیلیه :| ینی همه همینیم از دم :| از بس گند زده بودیم همه عین خیالمون نبود هار هار میخندیدیم :| D: 

وای فک کن از اون دبیر هندسه به اون سخت گیری نمره کامل گرفتم بعد اینو صفر هم نمیشم :/// خیلی ضایع‌ست خدایی :/// 

۶
Anne Shirley
۰۳ آبان ۲۰:۲۳
http://anne-shirley.blog.ir/1396/07/29/post300

پاسخ :

لینک پستی که درباره امتحان هندسه گفته بودم! 


ولی خدایی خیلی خوشحال شدم که کامل شدم ^______^ عررررررررر واهاهاهاهاهاهاهااهاهاهای
serek یزدان
۰۳ آبان ۲۳:۰۱
امتحان هندسه ت مبارک... امتحان ریاضی ت تسلیت...
و خسته نباشید :)))

پاسخ :

موووووچکرررر ^___^ ... [مویه کنان و بر سر زنان صحنه را ترک میکند] 
و خیلی خیلی موچکر D: 
פـریـر بانو
۰۳ آبان ۲۳:۴۲
و من الله توفیق دخترو :)))

من اسم ریاضی و هندسه رو که می شنوما فشارم میفته قشنگ -__-

پاسخ :

مرسیییییی نویسنده بانو  ^__^ 

من این حس رو نسبت به زیست دارم :| 
مسـ ـتور
۰۴ آبان ۰۷:۱۵
وای گفتی ها!
یاد دوران مدرسه ی خودم افتادم...
چهار سال دیگه یاد این روزات میفتی و میگی هیعییی یادش بخیر! چه دورانی بود...
قدر همین جنازه شدنا رو بدون که اگه بگذره دیگه مزه شو نمی چشی...

پاسخ :

میدونی چیه؟ تا حالا نشده به گذشته نگاه کنم و بگم یادش بخیر! کلا کم به گذشته فکر میکنم و اگه هم فکر کنم نه حسرتشو میخورم و نه دلم تنگ میشه :/ 
ولی درباره الان میتونم بگم که همین جنازه شدن هم باحاله D:
פـریـر بانو
۰۴ آبان ۲۲:۱۱
من درکل در مورد زیست نظر خاصی ندارم. چون سرجمع سال اول دبیرستان 30 صفحه هم ازش نخوندم :|

پاسخ :

من سه سال به زور زیست خوندم و نمره گرفتم -__- 
ینی ببین واقعا به زور نمره میگرفتم ازشا :/// 
پسر مشرقی
۱۰ آبان ۲۰:۲۸
قضیه ی کشیدن بخیه ها چیه؟ چی شده بود مگه؟ اصن یادم نیست...
الان خوبی؟

پاسخ :

قضیه‌ای نداره. چیزی نگفته بودم درباره‌ش که اصن بخوای بدونی :) 
لثه‌م رو جراحی کرده بودم چیز خاصی نبود! 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
جهان آلوده ی خواب است
و من در وهم خود بیدار...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان