چرا دست و دلم به نوشتن نمیره ؟ :(

به نظرتون چی شده که من دست و دلم به نوشتن نمیره ؟ کلی حرف دارم براتون بزنم و ماجرا تعریف کنم ولی اصن نمیتونم :(( 

هی هر بار اومدم تو این صفحه شروع کردم به نوشتن هنو دو خط نشده صفحه رو بستم.. :( 

ته حرفام این شد حالتونو بپرسم و شما حرف بزنین :) پست قبل رو دوسش دارم D: اصن از این به بعد هر چند وقت یه بار میپرسم شما هم باید جواب بدید چطورید D: 

۱۱
رامین :)
۱۱ مهر ۲۰:۴۱
چون مشقاتون زیاد شده 😂

پاسخ :

اون که اره [کوبوندن سر تو دیوار] کاش فقط مخش (مشق) بود -_- هر روز امتحانه لعنتی -___- 
ولی دلیلش قطعا این نیست چون من اینجا همچنان هستم ولی نمیتونم بنویسم فقط همین !
زِدْ عِِـچْ آرْ …
۱۱ مهر ۲۰:۴۴
منم میام مینویسم ممنون میرم

پاسخ :

منم کلتم رو در میارم میکشمت میرم D:
رامین :)
۱۱ مهر ۲۰:۴۹
تاثیرات تغییر فصله . سخت نگیرین 

پاسخ :

اصن از پاییز خوشم نمیاد -__- فقط به خاطر وجود تولد یه سری ادما و یه سری سالروزاست که تحمل میکنم این ماه رو :|
رامین :)
۱۱ مهر ۲۱:۱۰
پاییز فقط با نارنگی قابل تحمله :)

پاسخ :

نارنگی؟! اممم زیاد اهل میوه نیستم :| ینی به زور میوه میکنن تو حلقم حالا هر چی میخواد باشه :دی
زِدْ عِِـچْ آرْ …
۱۱ مهر ۲۱:۲۵
خشونت را علیه ممنون گویان متوقف کنید

پاسخ :

#ممنون_گویان_را_ازصفحه‌ی_ روزگار_حذف_کنید !
پسر مشرقی
۱۱ مهر ۲۲:۰۹
واسه من که دل و دماغ نداشتن برا نوشتن فقط برمی گرده به درگیری های ذهنی. ممکنه هیچ کاری هم نکنم ولی ذهنم آروم نیست تا راحت حرفام رو بزنم.

پاسخ :

خیلی بده.. :( 
یه کاری هست بهش فک کنم میگن بارش فکری! تو یه کاغذ برمیداری و شروع میکنی به نوشتن کلمات و کلید واژه ها یا هر چیزی که تو اون لحظه به ذهنت میاد! هرچی و هرچی که به ذهنت میاد! حتی اگه چرته و بی معنی هم مهم نیست و مینویسی! اونقدر مینویسی تا ذهنت آروم شه !
نمیدونم ولی شاید بتونه بهت کمک کنه :) 
زِدْ عِِـچْ آرْ …
۱۱ مهر ۲۲:۱۲
#نه_به_ممنون_گویان_را_از_صفحۀ_روزگار_حذف_کنید!

پاسخ :

#آره_ممنون_گویان_را_ازصفحه‌ی_ روزگار_حذف_کنید !
nily ..
۱۲ مهر ۲۲:۰۶
آنه...
فکر کنم موقتی باشه...
منم گاهی اینطوری می‌شم.

پاسخ :

آره آره باید اصن موقتی باشه من نمیدونم :دی
Miss Author
۱۴ مهر ۱۲:۵۹
پیش میاد گاهی... یوقت اینجوریِ یوقتم انقدر دستت میره که بنویسی که واسه ی مدت میخوای فاصله بگیری

پاسخ :

من بیشتر زبونم میره برا حرف زدن D: تا حالا نشده بخوام خیلی بنویسم :/ 
نیــ روانا
۱۴ مهر ۲۲:۱۲
عاشق شدی :دی

پاسخ :

عشق؟! چی چی هه اصن ؟ :|
آسمان شب
۱۵ مهر ۰۰:۴۸
به جای این حرفا لااقل پاشو بیا از مدرسه بگو.
من که خیلی مشتاق شنیدن اتفاقات مدرسه هستم. ؛)

پاسخ :

آسمان، خودمم خیلی دلم میخواد بیام بگم ولی هی هربار میام نصفه مینویسم بعد صفحه رو میبندم میره :( نمیدونم واقعا چم شده :(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
^_^
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان