اول مهر نوشت

خا اول مهر هم تموم شد رفت [نفس عمیق میکشد] 

1. اینکه سرویس دیر اومد دنبالم خیلی چسبید و باعث شد من تا ۶ و ۲۰ دقیقه خواب باشم ولی خب دلیل نمیشد وقتی از خواب بیدار شدم به زمین و زمان لعنت نفرستم :| در همین حد صبح خود را بی اعصاب شروع کردیم :/// 

فک کردم دیگه اون بچه‌های قبلی سرویس نیستن ولی خا زهی خیال باطل :| هر سه تاشون بودن و من نفر آخر بودم.

2. توی حیاط صندلی چینده بودن و کلی بلندگو و این چیزا و همه‌ش هی آهنگای باز آمد بوی ماه مدرسه و این چرت و پرتا :||| طبق معمول همیشه‌م با بچه‌ها رفتیم ردیف آخر نشستیم و خب همش حرف و اینا... میگفتن وای چقدر دلم براتون تنگ شده بودو.. :/// منم خیلی شیک برگشتم گفتم اما من اصلا دلم براتون تنگ نشد :/ حاضر بودم ریخت هیچکدومتونو نبینم ولی نیام مدرسه :/ 

3. از همون اول اون عقب آفتاب شد و این آقایون مسئول هم خبرشون نمیومدن که :/ دیگه یهو ایلی همه ریختن تو مدرسه و ما تو سر خودمون میزدیم که خدایا قراره همشون حرف بزنن ؟ -_- کلی آدمای کله گنده اومده بودن و البته فقط چندتاشون حرف زدن و بقیه هیچکاری نکردن شایدم کردن ما نفهمیدیم :| 

4. عاخ راستی وقتی وارد شهرک شدیم کلیییییی سرباز وایساده بودن ^___^ به سرویسا میگفتن نمیدونم چیا باید داشته باشن و اینا :/ واااای ولی خیلی خوب بود ^__^ خیلی بودن و من داشتم غش میکردم از ذوق دیدنشون D: 

تازه یه سریشونم اومدن برامون آهنگ و اینا زدن ^_^ 

5. داشتیم با پریناز میرفتیم تو کلاس بعد تا اومدیم بریم یه سری سرهنگ و سرگرد و سربازای شیرینی و گل به دست اومدن برن و خب ماهم وایسادیم تا برن بعد پشت سرشون رفتیم. اونی که پشت سرش میرفتیم خیییییییلی گنده بود ینی از همون پشت هم که دیدمش مشخص بود چه خوفی هست واس خودش :/ 

6. بچه‌های کلاس تا حدودی فرق کردن و منم که کلا از بچه‌های مدرسه قبلیم جدا افتادم. کلاسمونم جاش عوض شد. اون یکی خیلی بهتر بود هم تخته‌ش و هم اینکه کولر گازی هم داشت علاوه بر کولر آبی ولی خا اینجا فقط آبی داره. 

7. اوضاع از تابستون واقعا بهتر شده. امیدوارم بازم بهتر شه :) 

مامانم پرسید ازم که بده یا خوبه که از بچه‌ها جدام[منطورش اون بچه‌های مدرسه قبلیمه که تو اون یکی کلاسن] و خب من گفتم خوبه چون اینجوری اونا نیستن و من مجبورم برای تنها نبودن با دیگران ارتباط برقرار کنم :) خدا رو شکر عین تابستون هم لال نبودم و تا حدودی حرف میزدم :) فقط میدونید چیه ؟ کنار پریناز که نشسته بودم نمیدونستیم الان که بیکاریم در نورد چی حرف بزنیم :| واقعا حرفی نداشتیم که بزنیم با هم و این مزخرف بود -__- 

8. برگشتنی تو سرویس بر عکس تابستون که صدامونم در نمیومد نمیشد من و هدیه رو ساکت کرد تا یه دیقه حرف نزنیم و اون دوتای دیگه هم به علاوه راننده‌مون به ما دوتا میخندیدن ^__^ ولی خیلی خوب بود کلی خندیدیم تو راه :)))) 

به هدیه میگم بابا من دق کردم تابستون حرف نمیزدین بعد میگه منم دق کردم :| خا داعاش من مرض داشتی حرف نمیزدی ؟ :||| دیگه دو تا پرحرف افتادیم به هم خدا به خیر کنه D:

9. آهنگ آروم و بی کلام گذاشتم و دارم کلی جزوه پاکنویس نشده رو پاکنویس میکنم :) کار باحالیه ^_^ کسی آهنگ آروم میشناسه پیشنهاد بده ؟ 

۳
آندرومدا :)
۰۱ مهر ۲۲:۳۱
تلگرام برات آهنگ لال 😂 میفرستم بیبی

پاسخ :

اون جوکه بود یارو اهنگ بی کلام گوش میداد گریه میکرد میگفت بیچاره خواننده‌ش لاله :| 
آرزو ﴿ッ﴾
۰۲ مهر ۰۰:۴۹
الآن لینک این دوتا آهنگ بی‌کلام رو داشتم فقط. توی گوشی دیگه بی‌کلام ندارم که برات بفرستم. (:
http://s9.picofile.com/file/8297419068/15_Love_For_Life.mp3.html

http://s9.picofile.com/file/8297419034/Dan_Gibsons_Solitudes_Shorelines_www_Patoghu_com_.mp3.html

پاسخ :

مرسییییییییییی ^_____^
آندرومدا :)
۰۲ مهر ۱۵:۳۱
😂😂😂😂

پاسخ :

D:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
^_^
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان