مرحله دوم_ گروه5

سلام 

صبحتون بخیر :) 


شرکت کننده شماره‌ی 118: 



شرکت کننده شماره‌ی 120: 



متن از وبلاگ آندرومدا [کلیک]

تا فردا ساعت ۱۰ صبح فرصت دارید به این گروه رای بدید!

لطفا همه توی رای گیری شرکت کنیید دیه :/ اینقده بیحالید چرا ؟ :| 

۲۵
نیروا نا
۲۱ شهریور ۱۰:۴۱
سلام
118

پاسخ :

سلام :) 
تشکرات :)
محدثه :)
۲۱ شهریور ۱۱:۲۲
سلام :)
یه سوال از متن : یه جا نویسنده میگه
 با همان چشم‌هایش، چشم چرخاند و تا مرا دید، سلام کوتاه و زمزمه‌واری کرد.

یعنی دختره بینا بوده اما آخر داستان می فهمیم که دختره نابینا بوده..
چطوری میشه؟ شاید من اشتباه متوجه شدم اگه نویسنده پاسخ گویی باشه خوشحال می‌شویم :)
یه نکته : اونجا که اون آقاهه یه دفعه از فاز جدی بیرون میاد و شعر عروسک قشنگ من رو می خونه خیلی بامزه میشه :))
یه نکته دیگه: چون راوی واقعی داستان هم یک آقاست نمیشه با یه صدای خانم قابل همزاد پنداری باشه کاش به خانم این متن رو نمی‌دادید :)
باز هم با تشکر از شما که ما رو با وبلاگ های زیادی آشنا کردید :)
رایم هم تو کامنت بعدی میگم مشکلی برای تایید این به وجود نیاد :)

پاسخ :

اندرومدا پاشو بیا جواب این بنده خدا رو بده :)

گروهی نبود که هر دو نفر اقا باشن و من بخوام متن رو بهشون بدم! 

خواهش :)
محدثه :)
۲۱ شهریور ۱۱:۲۲
118 :)

پاسخ :

تشکر :)
صخره .
۲۱ شهریور ۱۱:۴۸
عاغا رخت خوابه مگه مخمل ابی نبود؟

پاسخ :

من نومودونم :| آندرو بیا جواب بده :/ 
بعدشم تو به جای پرسیدن این سوالا پاشو رایتو بگو -_- 
Anne Shirley
۲۱ شهریور ۱۲:۱۰
عاقا چرا من اینقده بدشانسم ؟ عاخه الد باید سوسکه بیاد جلو پا من ؟ عاخه به کدامین گناه نکرده ؟ -__- 
از اموزشگاه پامو تا گذاشتم بیرون یهو یه سوسک گنده همون جلو و زیر پای من رژه رفت :| و خب اگه نمیدونید باید بگم که من به شدت فوبیای حشرات دارم و خب حالم بد میشه :/ و خب منم وسط پیاده رو به اون شلوغی که الد از شانس خیلی خوبی که همیشه تو زندگیم داشتم :| چند تا پسر هم بودن -_- حالا هیچوقت کسی نیستا الد امروز... -__- هیچی دیگه منم اصن مهم نبود برام کجاست و شروع کردم جیغ زدن و دوییدن :||| و روی اولین نیمکت نشستم عاخه مثه همیشه ضعف کردم و پاهام مثه چی میلرزید. صبا اومد پیشم و دوتایی به دیوونه بازیمون میخندیدیم :دی خدا رو شکر پسرا چیزی نگفتن. فک کنم خودشون هم میترسیدن :)))) عاخه گفتن منم اگه بودم شاید جیغ میزدم! ولی خا شرفمان با آن کولی بازی های من رفت کف پامون :| 

پاسخ :

میگم آنه نظرت چیه بریم اون بازار شام رو مرتب کنیم؟ 
الان صبا میاد دوباره شرفت میره کف پات‌ها :///
Anne Shirley
۲۱ شهریور ۱۲:۲۲
بچه‌ها دوستم اومده خونمون. به نظرتون دو تا نا آشپز  چه غذایی میتونن تنهایی درست کنن ؟ پیشنهاداتتان را پذیراییم D: 
با تچکر از تمامی آشپزان بیان D:

پاسخ :

عاقا لطفا بگیدا وگرنه گشنه میمونیم :| بعد از گشنگی تلف میشیم :| خونمون میفته گردنتون D:
Dr. Nelii
۲۱ شهریور ۱۲:۴۹
تخم مرغ😀😀

پاسخ :

میشه بهش فکر کرد D:
♫ شباهنگ
۲۱ شهریور ۱۳:۰۹
118

پاسخ :

ممنون :)
سها .ج
۲۱ شهریور ۱۵:۰۲
تو رای دادنتون،اینم در نظر بگیرین که متن این گروه مکالمه داشت و خب مشخصا سخت تر از گروه های دیگه بود:)

پاسخ :

مرسی از تذکرت :)
رامین :)
۲۱ شهریور ۱۵:۲۹
118

پاسخ :

سپاس :)
شاپرک مجنون
۲۱ شهریور ۱۶:۳۴
شماره 120

سلام  انگاری دارم صداتون رو   یه روز خسته کننده از رادیو می شنوم یه داستان عاشقانه با صدای عاشقانه شما درسته داستان پایان غم ناکی داشت نمی دونم به هر حال من لبخند زدم ارامش عجیبی داشتم   کاش این صدا امتداد داشته باشه بیشتر شنوای شاهکاراش باشیم  

 از الان سایه ترس رو بالای سر رقیب مرحله بعدتون احساس می کنم   :)

پاسخ :

مرسی بابت نظرت ^___^ 
آندرومدا :)
۲۱ شهریور ۱۶:۴۹
محدثه عزیز دختر داستان در ابتدا سالم بوده و بعد از اون سفر نابینا میشه

پاسخ :

مچکر از پاسخگویی :)
محدثه :)
۲۱ شهریور ۱۹:۲۰
ممنون از آندرومدا ی عزیز :)
+ ادامه بدیناااا ببینیم آخرش چی میشه :)

پاسخ :

چشم :)
خرگوشک سیاه :|
۲۱ شهریور ۱۹:۲۳
120

پاسخ :

سپاس :)
Khormaloo 🍬
۲۱ شهریور ۱۹:۴۶
120

پاسخ :

موچکر :)
آسمان شب
۲۱ شهریور ۲۰:۰۳
سلام.
رای : 120...

پاسخ :

سلام :) 
ممنون :)
Yuk
۲۱ شهریور ۲۳:۲۱
دلام ._.
منم میتونم رای بدم دیگه؟.-.
صدای 120 رو بیشتر دوس داشتم و حسی که از شنیدن صدای لطیفش موقع خوندن متن بهم القا میشد و اینا...خیلی گیرا تر از صدای 118 بود خدایی! وااای عجیب رفتم تو حس، چقدر خوب میخوند:)
ولی همونطور که گفتن راویِ متن یه پسر بود، پس به 118 رای میدهیم.-.

پاسخ :

بابا دلام چیه؟ :/ از قدت خجالت بکش :| 
بله که میتونی چرا که نه :)
ممنون از نظر و رای :)
Dr. Nelii
۲۲ شهریور ۰۲:۲۹
118

پاسخ :

سپاس :)
Pary darya
۲۲ شهریور ۰۳:۰۲
۱۱۸

پاسخ :

تنکس :)
___ سلوچ
۲۲ شهریور ۰۸:۰۹
118 :)

پاسخ :

مرسی :)
Anne Shirley
۲۲ شهریور ۱۰:۵۴
نتایج گروه 5: 

 شرکت کننده‌ شماره‌ی 118: 8 رای
شرکت کننده‌ی شماره 120: 4 رای 

بنابراین شرکت کننده شماره‌ی 118 به مرحله بعد صعود میکنه و تبریک میگم بهش :) و از شرکت کننده‌ی 118 نیز بسیار بسیار ممنونم ^_^
Yuk
۲۲ شهریور ۱۶:۵۸
بازم دلام :^)))
دلام خیلی خوبه! میگن دلام کن تا زندگی بهت دلام کنه! اصلا میگن دلام سلامتی میاره!!!
خواهرم نتایج گروه 5 رو زدی هم به 118 تبریک گفتی هم ازش تشکر کردی که شرکت کرده، معمولا از کسی که حذف میشد تشکر میکردینا...:)
دِدولی؟._.
+مگه قد بلندا دلام نمیکنن؟:/

پاسخ :

سلام :) 
یکی از دوستام به اسم نیکی[ اگه خواننده قدیمی باشی حتما میشناسیش زیاد ازش گفتم] یه سری وقتا به مسخره میگفت دلام دوبی؟ منم دوبم و کلا اینجوری حرف میزد :/ یاد اون میفتم هی اینجوری میگی :) 
عاقا حساس نشو شوما :| 
خوبم :) 
+ بابا قد بلند کی بودی تو ؟ :/ 

:: میگم نظرت چیه یه اسمی بذاری من حداقل بتونم یه جوری صدات بزنم و اسمتو بگم :/ الان مثلا باید بگم یوک ؟ :||
Yuk
۲۲ شهریور ۱۸:۰۲
ما هم به مسخره زیاد میگیم دلام، خودم معمولا وقتی حوصله سلامِ درست و حسابی کردن ندارم، یا مثلا شخصِ خاصیه و یه نمه خجالت میکشم ازش و در عین حال نمیشه هم رسمی بود، میگم دلام...:/
بلی نیکی را به یاد می آوریم^_^ (الان سه شد که از بدو تولد وب تا الان دارم میخونم و کامنت هم نمیذارم؟!-اوایل که وب زدی فکر کردم آندرومدایی! پوکر نشو موقع خوندن این:| ولی واقعا مطمئن بودم[و نمیدونم، شاید الانم هستم...!] که تو خودِ خودِ آندرومدایی مخصوصا ک اون موقع غزل بهش کتاب آنشرلی داده بود و عکس میگرفت ازش و میذاشت و کلی تعریف میکرد ازش! بعد تو وب زدی و هردوتون یه جور حرف میزدید و هردوتونم نیکی داشتید!! یعنی رسماً شرلوک رو ناامید کردم، مطمئن بودم یکی اید اونم با استدلالای مسخره وارانه م!:-|) هاعییی.-.
چشب ما حساس نمیشویم._. بالاخره خودم کم سوتی ندادم تو عمرم، فقط دلم سوخت چرا به 120 یه خسته نباشید خشک و خالی هم نگفتید حتا؟.-.
خوبه که دوبی منم دوبم!
قدم همچین بلند نیستا، با قد کوتاها زیاد معاشرت و نشست و برخاست میکنم، چند وقته جوگیرم:^))) ولی خب عاره، شما فکر کنید قد بلندیم ما! *عینک جوشکاری*
اسم گذاشتم که!.-. یوک، یوکا، اسممه چون اوتاکوعم._.\
یوک میشه ساده تر و خودمانی ترِ یوکا:-| شما هرچی دوس داری بوگو!.-.

پاسخ :

الان از من خجالت میکشی ؟ o__O جمع کن باو بساطتو :| 

خداروشکر الان صدات در اومده حداقل :| 
آندرو ؟ o__O 
حالا دیگه مطمئن باش اون یه نفر دیگه‌ست من یه نفر دیگه :) 

تو دلت واس خودت بسوزه والا :/ واس من سوتی میگیره خجالت هم نمیکشه :/ پاشو برو حیا کن بچه :/ 

خدایا اینو از خیالات و توهماتش نجات بده :| 

عاقا من نفهمیدم چیشد :/ اوتاکوعم ؟! O__o
ینی اسمت یوکاست ؟ :/ 
YuKa
۲۲ شهریور ۱۸:۱۰
یوکا بِشُدیم:|
عرضم به حضورتون، این آنه شرلی ای هم که شما دیدید کارتونشو، ژاپن زحمت کشیده ساخته-.- یه ورژن آپدیت‌گونه تر هم ساخت ازش که انیمه‌طور تر بود:/ چشمای آنه بزرگ تر بود و کاوایی و اینا!^_^
بازم هرچی شما دوس میداری صدا بکن، ولی لازم نمیشه، یعنی جایی احساس کردی لازمه صدام کنی موقع تایپ جواب؟:^| یوکی، یوک، یوکا._. اسممه خب...دوجش دالم مگه چِشه؟T-T

+الان یه کلاشینکف بیارید خالی کنید وسط پیشونیم، انگار یه دهه نودیِ 3 ساله داشته حرف میزده و یکی براش تایپ میکرده حرفاشو!:/
دوجش دالم:||| ایییی.-.

پاسخ :

اورین D: 
کتاب انه خیلی قشنگتر از کارتونشه! 

الان ینی اسم واقعیت یوکاعه ؟ چه جالبه ^_^ تا حالا نشنیده بودم! 

+ نه راحت باش اینقده دور و برم اینجوری حرف زدن دیگه عادت کردم :/ 

:: میگم یه سوال، تو از دوستای آندرویی، که میدونستی کتاب گرفته و این حرفا ؟
Yuk
۲۲ شهریور ۲۲:۱۲
نه0-0
مگه یوکا میذارن تو ایران!؟ اسم ژاپنیه، اسم مستعاره! مثل شما که آنه ای. اسم خودم نیست.
بله، اوتاکوایم، اوتاکو به طرفدارای مانگا و انیمه‌های ژاپنی میگن، توی بیان هم اتفاقاً جمعیت اوتاکوها کم نیست، زیاد دیدم وباشونو.
عرض کردم هرچی دوست داری بگو شما، فقط انتظار نداشته باش مثلا الان بگم اسمم نقی‌ـه و بهم بگو نقی:/ (صرفاً جهت مثال گفتم نقی ها-_- جدی نگیر!) حالا ما اسممونُ گذاشتیم یوکا شما هر ترکیبی‌جاتی از یوکا که دوس داری بگو، آنه جان!

نه من و شیدا اصلاً همدیگه رو نمی‌شناسیم.

*می‌رود توی افق محو شود* من دیگه کامنت نمیدم، وبتم زشت میشه وقتی کامنتای من تو بخش نظراتته.

پاسخ :

اره شاید بذارن! [تفکر] 
هیچوقت تو فاز این ژاپنیا و اینا نبودم :/ 
خا نقی حالت خوبه شوما ؟ من که بهت میگم نقی D: حرفم نباشه نقی خان D: 

اها :/ 

بیشین سرجات بچه :/ دیگه نشنوم ینی نخونم از این چرت و پرتا بگیا -___- 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
^_^
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان