ارزش خوندن نداره !

فک کنم یه هفته‌ای میشه که از خودم ننوشتم، هوم ؟ 

همونطور که تو عنوان هم گفتم این پست هیچگونه ارزشی برای خواندن نداره ! 

1. علیرضا (علی) فردا به دنیا میاد ^___^ میدونی با فکر کردن بهش هم دلم غنج میره چه برسه بخوام بغلش کنم و اون دستای کوچولوش رو بگیرم تو دستم و بوش کنم :) علیرضا خیلی لعنتیه... خیلی :)) فک کن بابا مامانش فردا چه ذوقی میکنن وقتی بغلش میکنن... وااااااااای خدا من غش کردم ^______^ 

2. زبان این ترم واقعا جالب شده :/ فک کن با دو جلسه سر کلاس بودن رفتم امتحان دادم :| و خب کاری غیر گند زدن از دستم بر نمیومد که :/ و همینطور نمره‌ی کلاسی هم پر :/ چون کلا غایب بودم :| تازه میخوام هفته دیگه نرم :دی در همین حد بچه عاشق و پیگیری هستم در بحث زبان :دیییی  ولی خوبیش اینه که اصن مهم نی امتحانم رو گند زدم :/ چون در هر صورت به خاطر غیبتام ۶۵ میدن بهم و به صورت مشروط میرم ترم بعد ! 

3. شنبه که با بهار رفتیم بیرون وقتی برمیگشتیم یهو یه بوی سوختنی‌ای میومد و من فقط سر جام وایسادم و گفتم واااای خدای من سوخته :( حالا میدونید چی بود ؟ سه تا بچه‌ی خنگ و نفهم و طالم یه گربه رو سوزونده بودن -__- البته که گربه هه قبلا مرده بود ولی در هر صورت :(( کلی با بهار دعواشون کردیم. هنوز از یادم نرفته اون تصویر و هنوزم اون بو رو میتونم حس کنم... :((

4. میدونید توی این دنیا برای عزیز شدن یا باید دور باشی یا توی گور !! بهش یقین نداشتم ولی الان مطمئنم که وقتی هستی عزیز نیستی ! وقتی نیستی تازه همه یادت میافتن ! البته اونم واس خاطر کاراشون !!! اگه کار نداشته باشن که عمرا...

5. همه چی برگشته دارم مثه سه سال پیش میشم اه اه اه -___- 

6. هیچوقت هیچوقت خونه‌ی کسی سرزده نرین !!! لعنتیا شاید یکی اون شب حالش خوب نبود و میخواست که تنها باشه ! تنها باشه و ... پوووف 

فک کن فقط به خاطر اینکه سلام نکنم و حوصله نداشتم ساعت ۱۱ شب خوابیدم که قبل رسیدنشون خواب باشم :| فک کن ساعت ۱۱ شب عاخه مگه مرغم -___- 

7. جمعه آزمون جامع داشتم ! سخت بود ولی من سوالای اسون رو هم بی دقتی کردم -__- گند زدمو اصلا هم برام مهم نیس :) 

8. پری میخواد تولد بگیره ! نمیدونم برم یا نه :/ اصن حسش نیس که بخوام برم :// 

9. درسام تموم شدن دیروز و رسما از دیروز تابستونم شروع شد :| دارم دعا میکنم زودتر تابستون تموم شه :/ والا :/ همه‌ش به آدم کار میدن بعدشم هی میگه اتاقتو مرتب کن -___- عاقا اتاق خودمه نمیخوام -__- 

باورتون میشه من هنو کتابای پارسالم تو کمد کتابای درسیم هستن ؟ هنو جمعشون نکردم :|||| 

۱۲
Anne Shirley
۱۳ شهریور ۱۱:۲۸
لعنتی این مسابقه خیلی استرس داره -__- 
تمام دیشب خوابشو میدیدم که اسم فایلا رو اشتباه گذاشتم و همه چی قر و قاطی شده -___- 

پاسخ :

آنه به نظرت چه ساعتی پست مسابقه رو انتشار بدیم هر روز ؟ بعد چقدر وقت بذاریم برای رای گیری ؟
Anne Shirley
۱۳ شهریور ۱۱:۳۰
امممم فکرشو میکنم اگه قرار شد فردا شروع بشه امشب یه پست افتتاحیه میزارم و توصیحاتو میدم :)

پاسخ :

میگم بریم کمد رو بریزیم بیرون هوم ؟ 
آسمان شب
۱۳ شهریور ۱۲:۳۳
یه سوال داشتم.
شما چندمی؟

پاسخ :

منظورت اینه کلاس چندمم ؟ بهم میخوره چندم باشم ؟ D: 
nily ..
۱۳ شهریور ۱۲:۳۸
فقط 9! -_-
اصن تا می‌بینن بیکار نشستم، تاب نمی‌آرن و هی غر می‌زنن! :|
تابستون نیست که...غُرِستونه! :|

پاسخ :

وااای وااای نیلی دقیقا اصن نمیتونن ببینن ادم بیکاره -__- 
خرگوشک سیاه :|
۱۳ شهریور ۱۳:۵۰
ای جانم نی نی @_@
بیصبرانه منتظر مسابقه ایم :)

پاسخ :

^____^ 
وااای من خودمم منتظرم :) 
فقط حیف شد انصراف دادی..
توکان سبز
۱۳ شهریور ۱۵:۱۲
عزیزممم تا ساعت چهار میدم بهت ببخشید تو خونه اصلا سکوت نیست یاام مدرسم وقت نمیشه میدم تا ساعت چهار

پاسخ :

اوکی نوپرابلم :) تا شب هم دادی خوبه :)
آسمان شب
۱۳ شهریور ۱۶:۱۶
اممم فکر کنم یا امسال میری پیش یا میری سوم...

پاسخ :

اوه ینی بزرگتر میزنم ؟! گفتم الان میگی میری پنجم دبستان D: 
امسال میرم دوم یا همون دهم خودمون 
امـ اچـ
۱۳ شهریور ۱۸:۴۲
فک میکردم از من بزرگتری:/

پاسخ :

جان من ؟! 
پ چرا من فک میکنم خیلی بچه میزنم ؟ :|
سها .ج
۱۴ شهریور ۰۰:۳۵
چرا الکی میگی ارزش نداره آنه؟؟؟؟پستی که اسم من توش آورده بشه،ارزشش خیلیم بالائه:دی والا!واقعا که!شیم آن یو!ننگ بر عنوان!
[اشاره میکنن این همونیه که سیکلشو به زور گرفته بود دیگه؟]

پاسخ :

دارم فک میکنم که تو حتما فردا پس فردا امتحان مهمی داری که اینجا پلاسی !! 
سها .ج
۱۴ شهریور ۰۱:۳۲
درست فکر میکنی:دی
دارم درس میخونم،یه نگاهم اینجا میندازم هی:دی
چهارشنبه آزمون جامع داریم ولی زیاد مهم نیست.

پاسخ :

اصن من همیشه درست فکر میکنم D: 
اره اره اصن کلا درس مهم نی :/ والا ://
الان استیو و اینا درس نخوندن از من و تو وضعشون بهتره :|
آقای میم
۱۴ شهریور ۱۷:۳۲
اون گربه سوزوندنه رو خوندم، حالم بد شد :| چطوری دلشون میاد همچین کاری بکنن؟ من گربه‌ها رو خیلی دوست دارم :)

این گربه سوزوندن ریشه تاریخی هم داره ها! توی قرون وسطی، گربه ها رو به جرم نماد شیطان بودن، می سوزوندن :| فکر می‌کنم به غیر از قرون وسطی گربه سوزوندن رو توی زمان های دیگه ای هم انجام می دادن :| خلاصه این بشر دوپا از دیرباز به سوزوندن این موجودات چهارپای دوست داشتنی علاقه داشته :)

https://en.wikipedia.org/wiki/Cat-burning


پاسخ :

شما خوندی حالت بد شد ! منی که دیدم... :( 

واااای خدا این خرافات چیه اه -___- مثلا اشرف مخلوقاتیم :/
Bahar Alone
۱۵ شهریور ۱۰:۲۹
ارزش نوشتن داشت اینقدر تایپ کردی؟!
#نوشتن_برای_نخواندن.

پاسخ :

اوهوم داشت :) 
اوه چه هشتگ خفنی D:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
^_^
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان