حال همه‌ی ما خوب است اما تو باور نکن!

مینویسم خوبم شما بخونید بدم 

مینویسم از مدرسه‌م راضیم شما بخونید نیستم

مینویسم کلی دوست جدید پیدا کردم تو مد شما بخونید کلی دشمن جدید پیدا کردم 

مینویسم من یه آدم قوی‌ام شما بخونید از من ضعیف‌تر نیس

مینویسم بلدم از خودم دفاع کنم شما بخونید یه بزدلم

مینویسم بلدم نزارم مسخره‌م کنن شما بخونید عین احمقا وایسمیستم تا مسخره‌م کنن 

مینویسم من خیلی پرروام شما بخونید از گربه‌ی شرک هم مظلوم ترم 

۹
ماریا
۱۹ مرداد ۱۵:۴۷
:(((

پاسخ :

سلام 
خوش امدی ماریا :)
بچه که بودم با پسرعمو هام بازی که میکردم اسمم همیشه ماریا بود D:
سها .ج
۱۹ مرداد ۱۶:۴۰
سال بعد هممون برمیگردیم ا****
ناراحت مدرست نباش!
بعدشم یه دوست به این خفنی داری دیگه؛دوست جدید میخوای چیکار؟:دی
+اینجایی ام که من میرم تقریبا هیچکسیییی نیست!بقیه ام مثه ماان!پری تنهائه!شکیبا تنهاتر!الهه که وضعیتش معلوم نیست،سارا به معنای واقعی کلمه اونجا گیر افتاده!همتا که دیگه هیچییی!میبینی؟آخرشم دور حیاط ا**** دور همدیگه جمع نشدیم درمورد دبیرای مزخرف ا**** حرف بزنیم:دی
+کشته مرده ی سانسورام نشدی یعنی؟:دی

پاسخ :

همش درست ولی کدومتون با یه سری ادم ... شدین هم کلاسی ؟ 
بچه هایی که حتی جلوشون نمیشه ج سوال داد! 
بهار تو عمرم اینقدر احمقِ بزدل نبودم :/ 
+ چرا اصن زنگ زدم اورژانس بیان جنازه‌مو جمع کننD:
++ هزارمین‌کامنت وبم رو تو گذاشتی ^___^
سها .ج
۱۹ مرداد ۱۷:۲۹
هممم،خوب اینا که حرفی نمیزنن!از کجا میدونی همکلاسیاشون خوبن و همه چی عالی و خوبه؟
+ولی اونجا که بودم خیلی خیلی اوضاع بچه هاش بد بود،از خنگی،نمیدونستن چیکار کنن دیگه!!گفتم بهت که وقتی حرف از متمم مجموعه شد،اکثرا به چشم های بیرون زده نیگا میکردن دیگه؟جلسه بعد که دبیر اومد،گفت چرا وقتی مشکل دارین نمیگین و اینا،عیب نداره که سر متمم اشکال داشتن:|||
بعد گفت بچه ها با بازه آشنا هستین دیگه؟یکی بلند شد تعریف مجموعه رو گفت:|||(دیگه آیکون کوبیدن سر به دیوار جواب نمیده!یه آیکون جدید باید اختراع کنم:|)حالا دوشنبه برم ببینم این مدرسه چه خبره:|امیدوارم مثل اونجا نباشه فقط:|

پاسخ :

اره خب اینم حرفیه ! 😏
+ این چیزا رو باز میشه تحمل کرد چون مانع درس خوندن تو نیس اونقدرا ولی کارایی که اینا میکنن باعث میشه بچه ها نزول پیدا کنن! 
هر روز بیشتر به یقین میرسم که تمام نظراتم درست بودن دربارشون!!!!
سها .ج
۱۹ مرداد ۱۷:۴۲
الان تو رقیب اونایی!توقع نداشته باش با رقیبشون مهربون برخورد کنن!همین که باهات بد تا میکنن خودش نشون میده قضیه چیه!!!بعدشم،تو ا**** هم بچه های مدرسه ی ما،با بچه های ف**** و م**** بد برخورد میکردن!خیلی بد!البته اونا حقشون بود یکم(آیکون تفکر)آخه دبیر داره درس میده اینا لم دادن میگن خسته شدیم بسه دیگه و اینا:|خیلی تنبلن خدایی:|

پاسخ :

تیکه عاخر دقیقا بچه‌های سمپادن :/ 
یه سره وقت استراحت میخوان :|||||| 
سها .ج
۱۹ مرداد ۱۷:۵۶
پروردگارا:|نکنه همه ی دانش آموزای سرتاسر دنیا تااین حد تنبل و بی عرضه ان؟؟؟؟واحیرتا!
+هزارمین کامنت؟چه جذاب!^_^

پاسخ :

شاید -__- 
+ ^____^
توکان سبز
۱۹ مرداد ۲۱:۱۸
یکم صبر کن درست میشه همه چی اولشه بهت حق میدم قول میدم خوب شه مطمئن باش آنه :)♡

پاسخ :

یکی از بچه‌ها هس از خود سمپادیاست (نگار) ایدا ازش پرسید که چرا اینجورین و اینا 
گفت اینا همینن تا اخر هم همین میمونن :/ 
مهم نیس رفتارشون چیه! من با اونا مشکلی ندارم! مشکل من خودمه که عین یه گربه زبون بسته شدم و جوابشونو نمیدم ! 
+ توکان تو سمپاد تهران میری ؟ اگه اره کدوم سمپادی ؟ 
خرگوشک :)
۲۰ مرداد ۱۷:۲۵
گربه ی شرک ؛ مظلوم 
=/)

پاسخ :

اصن به گربه شرک گفتم برو جات هستم ! 
פـریـر بانو
۲۰ مرداد ۲۰:۵۷
عه! آنه؟ چرااااا؟
ببین دختر نباید خودتو ببازی. اصلا! 
فضا جدیده مدرسه جدیده و.... خب باشه! تو باید یاد بگیری تو فضاهای جدید گلیمتو از آب بکشی بیرون. به قول یکی از بچه ها گریه کن تو سر خودت بزن جیغ بکش ولی نباز! تسلیم نشو... تا یه جایی سکوت کن. از یه جایی به بعد نکن! 

آدم وارد هر دورۀ جدید از زندگیش که میشه یعنی داره چیزای جدید یاد می گیره. اینا همه تمرین زندگیه برا تو. سخته؟ آره منم قبول دارم سخته. منم قبول دارم همکلاسیای مزخرف چقدر رو اعصابن. منم همه مدلش از نوع زیرآب زن و دو رو و دروغگو و... همشو تجربه کردم. خیلی وقتا هم شاید به هم ریختم. اما حال خودمو با این چیزا بد نکردم. 

الانم سعی کن بیخیال باشی چون زمان که بگذره همه چی درست میشه...
چون رقابت تو اینطور مدرسه هایی زیاده بچه ها یادشون میره جنگیدن برا درس با جنگیدن با همکلاسیا فرق داره! متاسفانه این روزا کمتر کسی بلده رقابت رو با جنگ اشتباه نگیره! کمتر کسی بلده در عین رقابت رفاقت کنه. مخصوصا تو مدرسه هایی مثل مدرسۀ من و تو... چاره اش اینه قوی باشی و بهشون ثابت کنی اونا رو به کلیه چپت هم نمی گیری...

اگه سکوت می کنی بهشون فکر نکن
اگه قراره فکر کنی پس سکوت نکن تا حالت بد شه
محترمانه ولی محکم جوابشونو بده تا بفهمن با خودشون چند چندن

من کلا دختر آرومیم و کاری به کار هیشکی ندارم
ولی این دلیل نمی شد وقتی یکی از همکلاسیام که خوشمزگیش گل کرده بود و با یه حرکت مسخره و کشیدن بند پالتوم داشت به قول خودش شوخی می کرد، بهش هیچی نگم. اول گفتم نکن. کرد. توپیدم بهش! تعجب کرد. اخم کرد. بکنه! مهم نیست اصلا... عددی نیست اصلا... میدونی چی میگم؟ نذار تو ذهنشون یه ببعی باشی که هرکاری دوست دارن باهات بکنن! چون حقیقت تو این نیست. واقعا نیست.

حالا این یه مثال کوچیک بود از همین بگیر تا بالا همشون همینن. 
بهترین کار اینه طرح رفاقت بریزی و با خوبی و خوشی سعی کنی جو رو آروم کنی و به اصطلاح دشمنی ها رو از بین ببری. میشه اینکارو کرد. ولی اگه نشد خودخوری نکن بابتش. اوکی؟ چون قوی هستی. قوی هستی. فقط الان یکم احساس قوی نبودن میکنی. همین... پس زود بشو همون آنۀ قوی و مهربون و محکم. باشه؟

پاسخ :

حریر؟ مرسی ^___^ 
مرسی بابت کامنتت :) 

یه سری وقتا ادما حوصله بحث ندارن، واس همین ترجیح میدن سکوت کنن! 


من الانم بیخیالم! اگه نبودم که اطرافیانم فهمیده بودن چه خبره! 

تو بگو یه بار اینا تیکه انداخته باشن من حتی برگردم نگاهشون هم کنم نکردم!! 
به حدی جلوی دیگران براشون ارزش قائل نیستم که خدا میدونه :/ 

باورت میشه حتی جواب سلام هم نمیدن ؟ :| 
روزای اول خیلی خواستم باهم راحت باشیم ولی خب فک میکنن چه تحفه‌ای هستن :/ منم که دیدم اینجوری برخورد میکنن بیخیالشون شدم ! فک کن تو سرویس یه کلمه حرف هم نمیزنن -__- حوصلم سر میره :/ 

من خوبم حریر :)
divane
۲۲ مرداد ۱۹:۰۳
آنه میدونی منم تو دانشگاه از سال دو به بعد یهو اینهمه حس بد تو بهم تزریق شد حس میکروم نمیتونم این آدما رو تحمل کنم حس میکردم دلم میخواد سر تک تکشونو بکنم بزارم رو سینه شون...هنوزم حس خوبی ندارم بهشون اما از یه جایی گفتم به...
اینا این شکلین و من ۷ سال باید باهاشون زندگی کنم پس رابطه های صمیمیم رو خیلی کم کردم و کلی راه حل از خودم کشف کردم که نخوام خیلی باهاشون دمخور باشم...بعضی وقتا هم حالم خوبه بینشون چون همیشگی نیست...
عادت میکنی کم کم اما یادت باشه اونا هیچی مطلقا هیچی از تو بیشتر ندارن جز یکسری اخلاقای مزخزف که بعدا حتما حسرت خواهند خورد بخاطر از دست دادن روزهای حوب زندگیشون... سعی کن به تک تکشون بفهمونی واست مهم نیستن و اصلا اعتماد به نفست کم نشه...
سعی کن عادت کنی به ندیدنشون:)))
تو از پسش برمیای حتما:)

پاسخ :

تو بعد دوسال من بعد دوروز :/ 
همین الانشم دربرابرشون هیچی از خودم نشون نمیدم! حتی دوستام هم نمیدونن که من چمه و حتی به بچه‌هایی که اونجا هستیم و دارن اذیت میشن هم هی میگم بیخیالشون باشین و اینا... اینجا تنها جاییه که اینا رو دارم میگم! البته بعد از حرف زدن با یه رفیق :) 
نه جوابی بهشون میدم و نه حتی چش غره ای میرم و نه حتی برمیگردم نگاهشون کنم :/ همین الانشم فک کنم فهمیدن که به کلیه چپم هم نیس :/ 
ولی زور داره بلد باشی جوابشونو بدی و بشوریشون و دوتا گیره هم روشون بزنی تا خشک شن ولی این کارو نکنی :| 
زور داره عین احمقا وایسی و تماشا کنی مسخره کردنشونو...
یه سری بچه‌هایی هستن تو فیلما که یه سره تو مد مسخره‌شون میکنن و یه عینک هم به چششونه و بلد نیستن از خودشون دفاع کنن! خب؟ این دقیقا منم! البته بدون عینک :دی
امیدوارم که بربیام :) 
ممنون بابت کامنتت ^_^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
^_^
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان