مزخرف اما لذت بخش :)

مدرسه جدید : 

1. بچه هایی که تو سرویسم هستن مال همون مد بودن و از قبل با هم دوستن و به نوعی اینجانب نخود اون جمع محسوب میشم و این افتضاحه :| 

خواستم باهاشون ارتباط برقرار کنم ولی نشد :/در حال حاضر به نظرم آدمای مزخرفی هستن ! 

2. امتحان تستی بود و تا حدودی راحت بود و سوالا رو همه‌رو میشد حل کرد! حالا اینکه من به خاطر اسونی زیاد ممکنه چند تا غلط داشته باشم بماند :/ 

3. بچه های خود اون مد که یه جورین و بهتره آدم دور و برشون نره! بعدشم دوستا و اکیپای خودشونو دارن! بچه های مد های دیگه هم که خیلی مثبت و داغونن دیگه :| 

4. شش نفر از مد قبلیم با هم هستیم که پنج تامون ریاضی و تو یه کلاس هستیم.. ما شش تا فقط باهم هم مدرسه‌ای بودیم و هیچ نقطه مشترکی نداریم و با بچه هایی که سالی یه بار سلام میکردیم الان میشینیم دور هم و از تنها نقطه اشتراکمون ینی مد قبلی و دبیرای قبلیمون میحرفیم و این کِسِل کننده‌ست !! 

5. سطح کلاس برخلاف تصورام بالا نیس و حتی خیلی پایین بود و دبیر وقتی مطالبی رو که ما هشتم خونده بودیم (البته تو کتاب نبود) رو میگفت همه هی سوال میکردن و براشون تازه بود ولی برای ما حوصله سر بر :/ 

6. از شانس بدی که دارم و بر اساس اینکه میگن از هرچی بدت میاد سرت میاد! امروز یه عدد زنبور گاوی که تو کلاس بود بعد از دقایقی گردش روی سقف کلاس به پایین آمده و از بیخ اگوش اینجانب رد شده و بر روی بطری آب اینجانب که بر روی میز بود قرار گرفت! اینجانب نیز همانطور که میدانید فوبیا داشته و به سرعت از محل متواری گشت! تپش قلب گرفته و نفسش به شماره افتاده و قلپ قلپآب اندرون چشمانش جمع گشته که با کنترل عالی اینجانب همان داخل ماندند و در روز اول وی را رسوا نکردند :| 

7. فک میکردم که خانوادم راصی شدن به ریاضی ولی خب اینطور که معلومه هنوز هم راضی نیستن و امید دارن که تغییر رشته بدم :/ که خب زهی خیال باطل :) 

میدونید به خودمون افتخار میکنم که جلوی ایل و تبارمان و فک و فامیل ایستادم و نرفتم تجربی :) حتی اگه تهش هیچی هم نشم مطمئنم که پشیمون نمیشم :))

8. در آخر هم بگم که با وجود تمام مزخرفی همه چیز من خوشحالم که دارم میرم مد و از درس خوندن لذت میبرم ^_^ 

9. اهان راستی به ناخونا هم گیر دادن و گفتن فردا هم ناخون هم ابرو ها رو میبینیم ! حالا ابرو که هیچی (هفتاد درصد بچه‌ها فرزانگان ابروهاشون رو برداشته بودن قشنگ! ) ولی من ناخونای به این خوشگلیم رو چجوری بگیرم عاخه؟ اصن مگه دلم میاد؟ عاقا جمعه مهمونیه بعد من چجوری روی ناخونای گرفته شده لاک بزنم هان؟! عررررررر :(((

۶
nily ..
۰۹ مرداد ۲۱:۱۰
می‌گم چرا این‌قدر قابلِ درک نوشتی؟! :|

پاسخ :

واقعا قابل درک نیس؟! چرا ؟!
FaTeMeH ـــ
۰۹ مرداد ۲۱:۲۰
لذت بخش؟

پاسخ :

درس گوش دادن لذت بخشه :)
محمد حسین
۰۹ مرداد ۲۱:۵۳
مَد؟؟؟
O_o
این مدلیشو دیگه ندیده بودم :|

پاسخ :

واقعا ؟ حتی به امتحان میگیم امت 
به جواب میگیم ج به خیلی میگیم خ و به جای چه خبر میگیم چه خ و خیلی چیزای دیگه..
פـریـر بانو
۰۹ مرداد ۲۲:۳۷
هوممم... خداروشکر امتحانتو خوب دادی :)

:: در مورد جوابت به محمد حسین
خسته نباشین که دارین با عزمی راسخ تیشه به ریشۀ زبان فارسی می زنین و به جای خیلی میگین خ!(شکلک خودزنی و گریه زاری)

پاسخ :

:))

:: بهار هم خیلی حرص میخوره البته نه سر این مورد، سر غلط املایی حرص میخوره!
اسمان ***
۱۰ مرداد ۰۰:۴۴
نعععع خداوکیلی از مد رفتن در تابستون راضی هسی ؟؟ !!!
مغزتو شست وشو وچیزی ندادن عایا؟؟

پاسخ :

اره راضیم! اینکه من هی انرژی منفی به خودم بدم و بگم بدم میاد فقط همه چی رو بدتر میکنه! اتفااقیه که افتاده و من چه بخوام چه نخوام باید بپذیرم پ بهتره که سعی کنم ازش لذت ببرم :)
+تولدت مبارک باشه ^_^
nily ..
۱۰ مرداد ۱۰:۵۰
لامصب تیکه ننداختم! :|
از فرط قابل درک بودنش دارم کلیدای کیبورد رو به جای قند می‌خورم! :|

واقعنی گفتم!

پاسخ :

:)))))) 
از بس هی به هم تیکه میندازیم فک کردم تیکه‌ست :|| 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
^_^
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان