جان من پولم میخواستی ؟! :|

1. با سحر بیرون بودیم بعد یه آقایی یه چیز سفیدی گرفت جلومون، منم گفتم تبلیغاته نگرفتم. آقاهه هی اصرار میکرد و از اونور هم سحر میگفت نگیریا! ولی خب من برای اینکه بیخیال بشه گرفتم و دیدم که یه قرآن کوچولوعه! عاقاهه میگفت هدیه‌س و این حرفا... منم گرفتم و با سحر به راهمون ادامه دادیم که عاقاهه گفت خانوم گرفتی پولشم بده ؟ بعد منو میگی پوکر فقط نگاش کردم :| و بدون هیچ حرفی دادم بهش. نه جان من توقع داشت بهش پول بدم ؟ :| حیف قرآن بود وگرنه پرت میکردم طرفش به جا اینکه بدم دستش :/ 

بعدا سحر میگه من که گفتم نگیر :/ اون روز هم که تو نبودی این بلا سر من اومد :| 

2. رفتم خونه مادربزرگم :) قرار بود خروس بکشن :/

موقع کشتن بچه ها عین چی به خروسه بنده خدا نگاه میکردن :| دیگه به زور ثنا رو کشیدم اینور تا نبینه! حالا اشکش هم داشت در میومد که چرا نمیزاری ببینم :| منم میخوام ببینم منم :| 

4. علاوه بر خانواده، دوستان اشنایان و وابستگان نیز عقیده دارن که من باید برم فرزانگان :/ ینی من خانوادم رو هم راضی کنم باز اینا رایشون رو میزنن :| عاخه چند نفر به یه نفر نامردا :/ 

5. اون عکس کنار وب را هم دریابید ^__^ 

3. امشب شب تولد یه هنرمنده ^___^

هنرمند بعد از این، تولدت مباااااااارک بااااااااااااااااشه ^______^ 

امیدوارم بشی بهترین طراح ایران و منم هی راه به راه بیام پیشت تا لباسامو طراحی کنی ^____^ و همینطور به آرزوهات برسی ^_^ من رو هم همیشه کنارت داشته باشی D: 

۴
سکوت عشق
۲۵ تیر ۲۲:۵۵
دلیلت برای نرفتن به فرزانگان چیه؟
خب بدون دلیل منطقی هیچ کس حرفت رو قبول نمیکنه.
پیشنهاد میکنم برو فرزانگان تا هم شرایط درسی بهتری داشته باشی هم دوستان بهتر.

پاسخ :

عاقا دلیل مهم تر از این که دوس ندارم برم ؟ :/ 
شرایط درسی من الان هم خوبه و هیچ مشکلی ندارم ! دوستام هم اونقدری خوب هستن که نیاز به دوستای بهتر نداشته باشم ! 
nily ..
۲۵ تیر ۲۳:۰۰
این هنرمنده از اقوام نیس احتمالا؟! D:
تولدش مبارک! ^_^

اقوام اصولا هر چی مامان بگن، حرف اونا هم همونه! :| کاملا از پیش تایین شده! :/

پاسخ :

از اقوام خییییییلی دور هست :/ بیشتر دوسته ^_^ 
همین فاطمه که لینک وبلاگش هست ! تولد اونه ^__^ 
نه عاخه هنوز ندیده بودن مامانم رو ولی امروز همه میگفتن برو و این حرفا :|
آقای سین
۲۵ تیر ۲۳:۱۲
به نظر من درس خوندن اشتباه محضه
این همه آدم درس بخونه مهندس بشه بعد یه پیر خرفت بازنشسته رو بیارن بکنن مسئول تصمیم گیری و تو در به در دنبال کار باشی آخرش؟

البته مجبوریم بخونیم... برای گذران روزگار

پاسخ :

چقدر حرفت رو قبول دارم ! 
من درس خوندن رو دوس دارم :) 
البته جدای از اون درس نخونم و دانشگاه نرم چیکار کنم ؟ برم رشته ورزشیم رو ادامه بدم ؟ مثلا قراره یه دختر فوتبالیست تو ایران تهش چی بشه ؟ 
درس خوندن شیرینه ولی ما برای زندگی تو جامعه مجبوریم مدرک بگیریم !
khanom ix
۲۶ تیر ۰۱:۲۵
مرسی سپاس تنکیو آخه چی بگم من^__^
خودتم یه مهدنس خیلی کار بلد در سطح جهان میشی بعد برند جهانی من برای سخنرانیای بین المللی تو لباس طراحی میکنه اونموقع همه رو زخمی میکنیم*__*

پاسخ :

هیچی کیکمو رد کن بیاد D: 
عحححح به این فک نکرده بودما چه خفن ^__^ 
همه شِت و پِت میشن میرن D: 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
^_^
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان