اسفند لطفا D:

1. جمعه به این یقین رسیدم که مادر من بهترین جای های دنیا و خواهرشوهر رنیا رو داره چون کلیییییی کمک کردن و هرکاری تونستن انجام دادن ^_^ 

امروز هم به این یقین رسیدم که مادرجونم بهترین عروس های دنیا و دختر و پسر های دنیا رو داره ^_^ 

بزنم به تخته چش نخورن D:


2. دیگه کلا امروز خونه مادرجون بودیم همه بعد عصری با پسرعمه‌م اومدیم شروع کردیم کاراته بازی کردن و خیلی جدی همو میزدیم :دی دیگه تا حدی بازی کردیم که دوتامون از درد ضربه ها رو زمین ولو شدیم :))) قشنگ پام کبود شد :| :))) 


3. فردا مادرجون قراره عمل بشه ^_^ بعدشم زود زود خوب میشه ^_^ 


4. قرار شد فردا با فاطمه بریم بیرون شهر هو هو هو هو هو هو حالا بیا وسط D: 

واااااااای خدا مطمئنم کلیییییییی خوش میگذره ^___^ واهاهاهاهاهای 

سحر مسخره هم گفت دودلم نمیدونم بیام یا نه و در اخر هم گفت نمیام مسخره :/ [ایکن لب و لوچه رو کج کردن و ادا در اوردن ] 


5. اینقدر دلخورم از دستت اینقدر دلخورم که خدا میدونه... اینقدر دلخوریم زیاده که دلم بخواد باهات قهر کنم و جوابتو ندم! ولی حیف بلد نیستم قهر کنم :| 

آموزش های قهر کردنتون رو پذیرایم :دی 

۱۱
فرید صیدانلو
۰۶ تیر ۰۱:۵۹
قهر کاره درستی نیست 
ولی بعضی مواقع لازمه 
صلاح مملکت خویش خسروان دانند 

پاسخ :

ادم رو تو هنگ چرا میذاری خو :|
الان قهر کنم بالاخره یا نه ؟ :/
البته فک‌ کنم اون با من قهره :|
فرید صیدانلو
۰۶ تیر ۰۲:۰۴
در جریان نیستم
بگم قهر کنی یا نه 
کلا عرض کردم

پاسخ :

بله بله 
آندرومدا :)
۰۶ تیر ۰۲:۱۵
میس یو 

پاسخ :

^_^ 
خوبی تو ؟! 
Anne Shirley
۰۶ تیر ۰۲:۲۱
آنه تو اینو میدونی که باید ۷ صبح اماده دم در باشی ؟ و این ینی از ۶ صبح بیدار بشی تا برسی حاضر شی ؟ 

پاسخ :

اره که میدونم :دی
Anne Shirley
۰۶ تیر ۰۲:۲۱
پس پاشو برو بگیر بخواب !

پاسخ :

وااای فهمیدی چیشد ؟ حوزه امتحانی شکیب و الی یه جاست و منو پری و سارا یه جا دیگه ایم -_- بعد این یه جا نزدیک خونمونه و میشه پیاده رفت ولی یه جای دیگه دوره و حتما باید با ماشین رفت :/ 
اه منم با این شانسم -___- 
Anne Shirley
۰۶ تیر ۰۲:۲۴
مگه با تو نیستم میگم بگیر بخواب ؟ هان‌؟! 😡

پاسخ :

باشه بابا میرم میخوابم :/ بداخلاق 😒
Maryam mariyana
۰۶ تیر ۰۷:۳۸
سلام 
قسمت اول : تیکه بود یا تمجید ؟ 
قسمت دوم : اگر هم سن خوت باشه که میتونه باهاش کاراته بازی کنی ولی اگر خیلی ازت باشه به عبارتی لت و پا می شی که فکر کنم شدی 
قسمت سوم : خدا همه مریض ها رو شفا بده 
قسمت چهارم : خدا کنه خوش بگذره 
قسمت پنجم : در جریان نیستم ولی فکر کنم به بخش بالایی مرتبط باشه ولی قهر واسه کوچولوهاس خو شاید طفلک کاری براش پیش اومده 

پاسخ :

1.تمجید بود ^_^ واقعا بهترینن :) 
2. نه کوچیکتره ولی زورمون یکیه ^_^
3. الهی آمین :) 
4. صد در صد خوش میگذره ^_^ تا الانشم خوب بوده ^___^ 
5. نه هیچ ارتباطی به مورد یک نداره :) 

الیــــ ــــوت
۰۶ تیر ۱۰:۲۹
معلومه زدی که پات کبود شده! :) البته هر زدنی خوردنی هم داره به حر هال [الکی مثلا من آندرومدام!]

قهر هم کار خوبی نیست خواهرم. بهتر که بلد نیستی.




پاسخ :

عخخخخی آندرو D: 

اره خوب نیس !
فِ. شین.
۰۶ تیر ۱۱:۵۹
اونجوری ک میگی کبود شده به قصد کشت میزدین هم دیگه رو؟! |:

پاسخ :

ما زورمون زیاده :دی عادیم بزنیم کبود میشه D: 
آقای سین
۰۶ تیر ۲۰:۱۴
بابا ماسوتاتسو اویاما !!!

پاسخ :

فحش دادی ؟! 
بگم بچه های بالا بیان بکننت تو گونی ؟ D: 
سها .ج
۰۷ تیر ۰۱:۱۹
شایستگان؟
[با قیافه ی له و مچاله به اسکرین نگاه میکند و به بخت بد خود فحش میدهد که چرا هردو آزمونش را در آن مدرسه ی ملعون باید بدهد و فحش منفی هیجدهی هم به افکاری که میگویند داداچ!ته تهش باید بری همین مدرسه ملعونه!میدهد!!!]
شرح حال به این طولانی ای دیده بودی؟:|||

پاسخ :

واااااا چرا اونجا واقعا ؟!؟!؟! 
اصن بر چه اساسی حوزه ها رو مشخص کردن ؟؟؟
من اعتراض دارم عاقا ! :///
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
^_^
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان